مطلب جالبی رو در کتاب "هوش هیجانی برای مدیران پروژه" نوشته آنتونی مرسینو و ترجمه: دکتر محمد گودرزی، شیرین ناظر زاده از انتشارات آریانا قلم در مورد سبکهای رهبری دیدم. قبلا چند تا مطلب راجع به این کتاب نوشتم و گفتم دارم یه پاور پوینت ازش تهیه می کنم. الان دیگه تقریبا به انتهای کتاب رسیدم که به موضوع سبکهای رهبری در پروژه رسیدم. میدونیم که یه مدیر پروژه خوب باید رهبر هم باشه. هرچند الزامی نیست که مدیر پروژه حتما رهبر هم باشه ولی اگه باشه خیلی بهتره. نویسنده از دانیل گلمن(یکی از پیشگامان موضوع هوش هیجانی) و همکارانش نقل قولی کرده از کتاب "رهبری مقدماتی" و در اون از شش سبک رهبری اسم برده. این سبکها در 2 گروه رهبری الهام بخش و تضعیف کننده به صورت زیر تقسیم شدن:
چهار سبک مربوط به رهبری الهام بخش شامل 4 مورد زیره:
1- آرمان گرا:اثر بخش ترین سبک رهبریه که در اون مدیر چشم اندازه آینده پروژه رو به افراد نشون میده. در اینصورت پرسنل پروژه می تونن تصور کنن کارهاشون چه بخشی از تصویر کلی و هدف پروژه رو تکمیل میکنه.در مواقعی که پروژه متوقف شده و افراد انگیزه کافی ندارن و نیاز به یک چشم انداز برای انگیزه بخشی به پرسنله، میتونه مفید باشه.
2- مربی گرا: تو این حالت مدیر پروژه تمرکزش بر توسعه فردیه. یعنی به افراد باور داره و به اونا برای رشد و پیشرفت شغلیشون کمک میکنه. بنابراین وقتی پرسنل دوست دارن پیشرفت کنن این سبک رهبری خوبه.
3- رابطه گرا: مدیری هست که احساسات و روابطش با افراد پروژه بر نتایج پروژه تقدم داره. وقتی این سبک رهبری به دردبخوره که بخواین "ارتباطات و روحیه جمعی و اعتماد از دست رفته" رو (که احیانا ضعیف شده) بهبود بدید.
4- دموکرات: این حالت سبک رهبری هم شبیه مورد سومه یعنی مدیر رابطه گرا. تو این حالت مدیر از تیمها و بخشهای مختلف اطلاعات را دریافت میکنه و نظراتشون رو میشنوه. تنها عیبش ضعف تصمیم گیریه، چون قراره از کلی آدم و گروه پروژه نظر و اطلاعات بگیرین. وقتی که قراره برای توافق عمومی که همه نظر بدن تصمیم گیری بشه این سبک موثره.
و دو سبک مربوط به رهبری تضعیف کننده شامل دو مورد زیره:
1- پیشتازانه: مدیرایی که این شبک رهبری رو دارن انگیزه قوی برای دستیابی به اهداف پروژه دارن و فشار زیادی به افراد و پرسنل وارد میکنن تا بهترین عملکرد رو از اونا بدست بیارند. همیشه هم ناراضی هستن وغرمیزنن. گذاشتن این سبک تو تقسیم بندی تضعیف کننده معنیش این نیست که اصلا نباید مدیر پروژه از یه همچین سبکی پیروی کنه بلکه موقعی که مدیر پروژه با افراد با تجربه و خبره سر و کار داره خوبه از این سبک استفاده بشه، درغیر اینصورت خیر.
2- آمرانه: خب اینو احتمالا همه میدونین. تو این حالت مدیری که همچین نقش رهبری رو داره از پرسنلش می خواد همه کارها رو به روش اون انجام بدن. تمایلی به شنیدن حرف بقیه هم نداره. همه باید به دستوراتش گوش کنن. خب این وضعیت تاثیر بدی تو روحیه و انگیزه پرسنل میذاره ولی وقتی اوضاع پروژه بحرانیه اتفاقا این سبک خوب عمل میکنه.
به طور کلی از 4 سبک اول به عنوان سبکهایی که تاثیر مثبت در گروه پروژه میذاره اسم برده میشه و از دو سبک بعدی به عنوان سبکهایی که تاثیر منفی میذاره، البته همونطور که گفتم استفاده از این دو سبک همیشه بد نیست. حالا به نظرتون بهتره مدیر پروژه چه جور رهبری باشه؟ و از چه سبک رهبری تو مدیریتش استفاده کنه؟ بستگی به موقعیت و وضعیت پروژه داره. من بیشتر مدیرایی که باهاشون سر و کار داشتم از یه سبک رهبری پیروی می کردن. بعضیاشون هم از هیچ سبک رهبری. چون اصلا رهبر نبودن. تو دنیای واقعی بهتره مدیر پروژه از چندین سبک رهبری استفاده کنه. من مدیری هم دارم که از چند تا سبک رهبری استفاده میکنه. بسته به موقعیت و وضعیت. خلاصه ترکیبی از سبکهای رهبری. حتی به نظرم شاید بشه، یه مدیر پروژه مثلا یه رهبر مربی گرا و دموکرات باشه ولی موقعی که قراره پروژه به حرکت دربیاد و تکونی بخوره و به افراد تحکمی بشه، سبک آمرانه رو مثلا به رئیس کارگاهش بسپاره. مهم اینه که مدیر در درجه اول هم رهبر باشه، و در مرحله بعد بتونه از چند تا سبک رهبری تو موقعیتهای مختلف استفاده کنه. کل این قضیه میشه مدیریت و رهبری اقتضایی.
برچسب:
نویسنده: محمد میرزایی